پایگاه خبری مکتوبنامه: 
به نقل از خبرنگار انرژی تابناک، مسئله بازار جهانی انرژی پیچیدهتر از نگرانی درباره تنگه هرمز شده زیرا همزمان با کاهش شدید رفتوآمد کشتیها در این تنگه، جبهه دیگری در جنوب دریای سرخ و اطراف بابالمندب در حال شکلگیری است.
برای ماهها هر بار که سخن از تهدید امنیت انرژی جهان به میان میآمد نگاه بازار نفت به تنگه هرمز دوخته میشد، گذرگاه باریک اما استراتژیکی که پیش از آغاز بحران اخیر در خاورمیانه و جنگی که امریکا و اسرائیل علیه کشورمان به راه انداختند روزانه حجم عظیمی از نفت، فرآوردههای نفتی و گاز طبیعی مایعشده را از خلیج فارس به بازارهای جهانی منتقل میکرد و حدود یکپنجم تجارت جهانی نفت از آن عبور میکرد.
بیشتر بخوانید:
پایان جنگ هم نفت را ارزان نمیکند/ تداوم بحران در بازار انرژی تا سال۲۰۲۷
مسئله بازار انرژی اکنون پیچیدهتر شده، زیرا اگر دامنه ناامنی گسترش پیدا کند، یکی از مهمترین مسیرهای جایگزین برای صادرات نفت خلیج فارس نیز با محدودیت جدی مواجه خواهد شد.
افزایش نگرانیها درباره امنیت بابالمندب
اهمیت این اتفاق در آن است که بازار نفت دیگر با یک گلوگاه منفرد مواجه نیست و نمیتواند فرض کند اگر هرمز مختل شد، مسیرهای دیگری برای جبران آن وجود دارد که بدون هزینه و ریسک بالا قابل استفاده باشند. در روزهای اخیر، پیشروی حوثیها در سواحل دریای سرخ و افزایش تهدید علیه کشتیرانی، نگرانیها درباره امنیت بابالمندب را افزایش داده و همزمان حمله به زیرساختهای عربستان، خط لوله شرقی ـ غربی این کشور را نیز از مدار خارج کرده است؛ خط لولهای که دقیقاً برای کاهش وابستگی صادرات نفت عربستان به تنگه هرمز اهمیت راهبردی دارد.
به این ترتیب، آنچه در حال شکلگیری است صرفاً یک بحران نظامی در چند نقطه از خاورمیانه نیست، بلکه نوعی فشردگی جغرافیایی در شبکه انتقال انرژی جهان است؛ وضعیتی که در آن مسیر اصلی تحت فشار قرار گرفته، مسیر جایگزین با تهدید امنیتی مواجه شده و زیرساخت انتقال مسیر جایگزین نیز هدف حمله قرار گرفته است. همین همزمانی است که بازار نفت را بیش از گذشته نسبت به آینده عرضه جهانی حساس کرده و نفت برنت را به بالای ۱۰۰ دلار رسانده است.
بابالمندب؛ گلوگاهی با چند برابر اهمیت!
بابالمندب شاید در افکار عمومی به اندازه هرمز شناختهشده نباشد، اما از منظر تجارت جهانی انرژی، اهمیت آن را نمیتوان نادیده گرفت. این تنگه در ورودی جنوبی دریای سرخ قرار دارد و مسیر دریایی میان خلیج عدن و دریای سرخ را کنترل میکند؛ بنابراین هرگونه ناامنی پایدار در این منطقه میتواند کشتیهایی را که قصد عبور میان آسیا، خاورمیانه و اروپا را دارند، با تصمیم دشوار تغییر مسیر یا پذیرش ریسک مواجه کند. اهمیت این مسیر زمانی بیشتر آشکار میشود که بدانیم عربستان در شرایط اختلال هرمز به مسیرهای انتقال نفت خود به سواحل دریای سرخ وابستگی بیشتری پیدا میکند.
اتفاقات روزهای اخیر نشان میدهد این تهدید دیگر صرفاً در حد احتمال باقی نمانده است. حوثیها در حالی فشار بر مسیرهای دریای سرخ را افزایش دادهاند که همزمان کنترل یا نفوذ خود را در نقاطی نزدیک به ورودی بابالمندب گسترش دادهاند و همین موضوع، نگرانی درباره آینده کشتیرانی در این منطقه را افزایش داده است. با این حال، دادههای ردیابی کشتیها نشان میدهد در آخر هفته رفتوآمد از بابالمندب برخلاف هرمز هنوز به شکل کامل متوقف نشده و حدود ۲۴ تا ۲۷ کشتی در روز از این مسیر عبور کردهاند؛ بنابراین باید میان «افزایش ریسک» و «اختلال کامل در جریان انرژی» تفاوت قائل شد.
دشوارتر شدن حمل فرآوردههای نفتی!
مسئله بازار افزایش ریسک است. حتی اگر کشتیها همچنان از بابالمندب عبور کنند، افزایش هزینه بیمه، نرخ حمل نفتکشها، هزینه سوخت و ریسک حمله میتواند قیمت واقعی رساندن نفت به مقصد را بالا ببرد. بازار انرژی تنها بر اساس تعداد بشکههای موجود تصمیم نمیگیرد؛ هزینه رساندن هر بشکه به پالایشگاه نیز بخشی از قیمت انرژی است و زمانی که مسیرهای دریایی ناامن میشوند، این هزینه به سرعت در قیمت نهایی منعکس خواهد شد.
از همین منظر، بحران بابالمندب میتواند اثر خود را حتی بدون توقف کامل صادرات نشان دهد. نفت ممکن است حرکت کند، اما با هزینه بیشتر، مسیر طولانیتر و ریسک بالاتر و در بازاری که ذخایر جهانی نیز تحت فشار قرار گرفتهاند، همین افزایش هزینه لجستیکی میتواند به عامل دیگری برای تشدید قیمتها تبدیل شود. گزارشهای اخیر روی افزایش شدید نرخ نفتکشها و دشوارتر شدن حمل فرآوردههای نفتی تأکید دارند.
مسیرهای فرار ناامنتر از تنگه هرمز
شاید مهمترین بخش داستان در جایی رخ داده باشد که کمتر از خود هرمز و بابالمندب مورد توجه قرار گرفته است؛ خط لوله شرقی ـ غربی عربستان که به عنوان یکی از مهمترین مسیرهای انتقال نفت این کشور به دریای سرخ، برای دور زدن تنگه هرمز طراحی شده است. این خط لوله حدود ۱۲۰۰ کیلومتر طول دارد و ظرفیت آن برای انتقال میلیونها بشکه نفت در روز، بخشی از استراتژی عربستان برای کاهش آسیبپذیری صادراتش در برابر اختلال در خلیج فارس است. حمله اخیر باعث شد عربستان این مسیر را موقتاً متوقف کند و همین اتفاق، یکی از مهمترین فرضیات بازار درباره وجود مسیر جایگزین برای صادرات نفت خلیج فارس را زیر سؤال برد.
بر اساس گزارش رویترز، این خط لوله معمولاً حدود ۴ میلیون بشکه در روز را از مناطق شرقی عربستان به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل میکند؛ رقمی که معادل حدود ۴ درصد عرضه جهانی نفت است. اگرچه مشخص نیست اختلال ایجادشده چه مدت ادامه خواهد داشت و مقامهای سعودی نیز جزئیات کاملی از میزان خسارت اعلام نکردهاند، اما همین توقف موقت کافی است تا بازار متوجه یک واقعیت ناخوشایند شود: حتی مسیرهایی که برای کاهش ریسک هرمز ساخته شدهاند، در شرایط تشدید بحران منطقهای مصون نیستند.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که وضعیت تولید نفت عربستان را نیز کنار آن قرار دهیم. گزارشهای اخیر نشان میدهد تولید نفت این کشور در ماه اوت به حدود ۶ میلیون بشکه در روز رسیده که پایینترین سطح در بیش از سه دهه اخیر عنوان شده و فاصله قابل توجهی با سطح تولید پیش از آغاز جنگ دارد. همزمان، ذخایر نفت در بندر ینبع بنا بر برآوردهای گزارششده، در صورت ادامه توقف خط لوله تنها برای چند روز صادرات کافی است.
این اعداد نشان میدهد بحران دیگر فقط مسئله «بسته شدن یک تنگه» نیست؛ زنجیرهای از اختلالات در حال شکلگیری است که تولید، انتقال، ذخیرهسازی و حملونقل را همزمان تحت فشار قرار میدهد. در چنین شرایطی، بازار نفت به جای آنکه تنها درباره حجم تولید روزانه کشورها سؤال کند، باید درباره این موضوع نیز نگران باشد که آیا نفت تولیدشده اصلاً میتواند با امنیت و هزینه قابلقبول به بازار مصرف برسد یا خیر.
هرمز، بابالمندب و نفت ۱۱۰ دلاری!
بازار جهانی نفت اکنون با شرایطی روبهروست که حتی چند هفته قبل تصور آن دشوار بود؛ از یک سو جریان عبور نفت از تنگه هرمز بهشدت کاهش یافته و تعداد کشتیهای عبوری به مراتب پایینتر از میانگین پیش از بحران قرار گرفته است، از سوی دیگر تهدیدهای امنیتی در بابالمندب افزایش یافته و در فاصله میان این دو نقطه، زیرساختی مانند خط لوله شرقی ـ غربی عربستان نیز مورد حمله قرار گرفته است. این یعنی بازار نه با یک حادثه منفرد، بلکه با چند لایه ریسک همزمان مواجه است.
تغییر در ساختار قیمتگذاری نفت
نتیجه این وضعیت را میتوان در رفتار قیمت نفت مشاهده کرد. برنت در معاملات امروز تا حدود ۱۰۸ تا ۱۱۰ دلار در هر بشکه افزایش یافته و بازار در حال قیمتگذاری ریسک ادامهدار بحران است، نه صرفاً یک حمله یا حادثه مقطعی. حتی مهمتر از سطح قیمت، تغییر در ساختار قیمتگذاری نفت است؛ نفتی که امکان دسترسی مطمئنتری به بازارهای جهانی دارد، اکنون میتواند با قیمت بالاتری معامله شود، در حالی که نفت گرفتار در مناطق پرریسک با تخفیفهای سنگین مواجه میشود. این شکاف جغرافیایی در قیمت نفت، نشانهای از آن است که مشکل اصلی بازار فقط کمبود نفت نیست، بلکه کمبود مسیر امن برای رساندن نفت به مصرفکننده است.
آژانس بینالمللی انرژی نیز در تازهترین گزارش خود نسبت به کاهش شدید عرضه جهانی نفت در سال ۲۰۲۶ هشدار داده و برآورد کرده است عرضه جهانی ممکن است حدود ۵.۷ میلیون بشکه در روز، معادل ۶ درصد، کاهش پیدا کند؛ همزمان افت ذخایر و افزایش قیمت فرآوردههایی مانند گازوئیل فشار بیشتری بر اقتصاد مصرفکنندگان وارد کرده است.
بنابراین، داستان هرمز و بابالمندب را نباید صرفاً یک پرونده امنیتی در خاورمیانه دانست. این دو تنگه در کنار زیرساختهای زمینی عربستان، اکنون به اجزای یک مسئله بزرگتر تبدیل شدهاند. امنیت انرژی جهان در حال وابستگی هرچه بیشتر به امنیت چند کیلومتر آب و چند خط لوله است.
اگر بحران ادامه پیدا کند، بازار باید با این واقعیت کنار بیاید که مسیرهای جایگزین نهتنها ظرفیت محدودی دارند بلکه خودشان نیز میتوانند هدف بحران قرار بگیرند و این دقیقاً همان نقطهای است که یک اختلال منطقهای میتواند به بحران جهانی انرژی تبدیل شود.


