پایگاه خبری مکتوبنامه: به نقل از خبرنگاراقتصادی خبرگزاری تسنیم, اکبر علیزاده اعتمادی، پژوهشگر مسائل اجتماعی طی یادداشتی نوشت: تأمین اجتماعی را معمولاً با یک جدول ساده توضیح میدهیم: درآمدهای سازمان در یک طرف و هزینههای مستمری در طرف دیگر. اما گاهی برای فهم یک بحران باید از جدول حسابداری فاصله گرفت و به تقویم جمعیت نگاه کرد.
کاهش ۸درصدی بیمهشدگان اجباری تأمین اجتماعی در سال ۱۴۰۴، در نقطهای که ورود نسل پرشمار دهه ۶۰به بازنشستگی آغاز شده، لزوم بازنگری در حکمرانی منابع این سازمان را بیش از پیش آشکار میکند.
ایران در سالهای پس از انقلاب با یک موج بزرگ جمعیتی روبهرو شد؛ موجی که ابتدا مدارس را پر کرد، چند سال بعد دانشگاهها را تحت فشار گذاشت، سپس وارد بازار کار شد و بخش مهمی از جمعیت بیمهپرداز را ساخت و حالا به تدریج به سنین بالاتر و بازنشستگی نزدیک میشود. بانک جهانی نیز در بررسی نظام بازنشستگی ایران، «انفجار جمعیتی اواسط دهه ۱۹۸۰» را یکی از عوامل مهم افزایش بالقوه تعداد بیمهپردازان دانسته و گزارش کرده بود که تعداد بیمهشدگان تأمین اجتماعی در اواخر دهه ۱۹۸۰و اوایل دهه ۱۹۹۰سالانه حدود ۱۰ درصد رشد داشته است.
یک موج؛ چند صورتحساب
موج جمعیتی دهه ۶۰فقط یک مسئله آموزشی یا جمعیتی نبود. هر مرحله از زندگی این نسل، یک صورتحساب جدید برای کشور ایجاد کرد: مدرسه، دانشگاه، اشتغال، مسکن و سرانجام تأمین اجتماعی.
در سوی دیگر، سیاستهای جمعیتی کشور در فاصلهای نهچندان طولانی تغییر کرد و نرخ باروری از سطوح بسیار بالا به زیر سطح جانشینی رسید. نتیجه آن است که نسلهای پس از آن موج، از نظر تعداد، ظرفیت جایگزینی نسلهای قبلی را به همان اندازه ندارند.
بنابراین مسئله امروز را باید در یک زنجیره زمانی دید: تولدهای پرشمار، ورود گسترده به بازار کار، افزایش بیمهپردازان، خروج تدریجی از بازار کار، افزایش مستمریبگیران، کوچکتر شدن نسلهای جایگزین.
اینجا همان جایی است که جمعیتشناسی به حسابداری تأمین اجتماعی متصل میشود.
زنگ خطر ۱۴۰۴
آمارهای منتشرشده از سوی «تأمین آمار»، که بنا بر اعلام این کانال از گزارشهای آماری سازمان تأمین اجتماعی استخراج شده، از تغییر معنادار مسیر بیمهشدگان اجباری در سال ۱۴۰۴ خبر میدهد: تعداد بیمهشدگان اجباری در اسفند ۱۴۰۴حدود ۱۰میلیون و ۹۲۰هزار نفر اعلام شده؛ رقمی که نسبت به سال قبل حدود ۸درصد کاهش نشان میدهد.
اهمیت این عدد فقط در کاهش یکساله نیست. طبق همین گزارش، در سال ۱۳۹۵تعداد بیمهشدگان اجباری حدود ۹میلیون و ۴۰۰هزار نفر بوده و در سالهای اخیر حتی افزایشهای سالانه قابل توجهی ثبت شده است. برآورد سازمان نیز برای سال ۱۴۰۴رشد حدود ۵درصدی، معادل حدود ۶۰۰هزار نفر افزایش، بوده؛ اما نتیجه اعلامشده در جهت عکس این انتظار قرار گرفته است.
البته علت این تغییر را نمیتوان بدون بررسی دادههای تفصیلی به یک عامل واحد نسبت داد. در گزارش مذکور، شرایط اقتصادی ناشی از جنگ و تنشهای منطقهای، تحریم و رکود کسبوکار و افزایش هزینه بیمه بهعنوان عوامل احتمالی مطرح شدهاند. بنابراین برای داوری درباره علت اصلی، باید تغییرات اشتغال، کارگاههای فعال، بازنشستگی، بیمههای خویشفرما و اختیاری و وصول حقبیمه همزمان بررسی شود.
قیچی جمعیتی
اینجا با پدیدهای روبهرو میشویم که میتوان آن را «قیچی جمعیتی تأمین اجتماعی» نامید.
یک تیغه قیچی، افزایش تعداد افرادی است که از چرخه پرداخت حقبیمه خارج و وارد چرخه دریافت مستمری میشوند. تیغه دیگر، کاهش ظرفیت رشد نسلهای جدید بیمهپرداز است.
اگر فقط یکی از این دو اتفاق رخ دهد، مدیریت بحران دشوار اما ممکن است. مشکل زمانی جدیتر میشود که هر دو همزمان حرکت کنند.
تازهترین تصویر منتشرشده از وضعیت سازمان نیز نشان میدهد که تا پایان سال گذشته، سازمان تأمین اجتماعی ۳۷.۱ میلیون بیمهشده و ۹.۳ میلیون مستمریبگیر داشته که از این تعداد، ۱۵.۶ میلیون نفر بیمهشده اصلی و ۵.۲ میلیون نفر مستمریبگیر اصلی بودهاند.
سؤال بزرگتر از ریزش یکساله
اگر در دهههای گذشته موج جمعیتی بزرگی وارد بازار کار و سپس چرخه بیمه شد، یک پرسش تاریخی باقی میماند:
در سالهایی که تعداد بیمهپردازان با سرعت بالا افزایش یافت، چه میزان از ظرفیت مالی ایجادشده به ذخیرهسازی، سرمایهگذاری مولد و ساختن پشتوانه برای سالهای بازنشستگی همین نسل اختصاص یافت؟
این پرسش به معنای نادیده گرفتن نقش رکود، تحریم، بیکاری، بدهیهای دولت یا ساختار هزینههای سازمان نیست؛ بلکه تأمین اجتماعی را در قاب بزرگتری قرار میدهد: حکمرانی منابع در دورهای که ورودیها رو به افزایش بود.
امسال؛ فرصت یک شمارش متفاوت
سال ۱۴۰۵برای این بحث اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا سرشماری عمومی نفوس و مسکن با رویکرد ثبتیمبنا اجرا میشود و هدف آن حرکت به سمت استفاده گستردهتر از دادههای ثبتی برای تولید آمار دقیقتر است.
