پایگاه خبری مکتوبنامه: کبری، دختری که ۱۳ سال در انتظار اجرای حکم اعدام بود، به لطف حال بد ناگهانیاش و تلاشهای وکیل و دیگران، حکم قصاص او اجرا نشد. قضیهای که حتی باعث تعجب قاضی و مأموران شد، در نهایت با رضایت خانواده مقتول و پشت سر گذاشتن سالها سختی پایان یافت.
در گرگ و میش هوا، گروهی از زنان و مردان دیده میشدند؛ مادر کبری که با گریه و التماس به دنبال خانواده مقتول میدوید تا از آنها درخواست رحم کند. خانواده مقتول وارد زندان شدند و مادر کبری با صدایی لرزان میگفت: «توروخدا به بچه من رحم کنید، دختر من فقط ۲۰ سالشه، اشتباه کرده شما ببخشیدش…» اما هیچ پاسخی دریافت نکرد.
پس از ساعتی که مادر کبری در مقابل زندان به ضجه و دعا پرداخت، در آهنی زندان باز شد و همان افراد بیرون آمدند، این بار ناراحت و بدون حرف، سوار خودرو شده و رفتند. مادر کبری که فکر میکرد حکم اجرا شده است، ناگهان با دیدن وکیل پرونده که خبر عدم اجرای قصاص را میداد، به زمین افتاد و شکر خدا را به جای آورد.
کبری در پاییز سال ۷۹ به جرم قتل مادرشوهر ۷۵ سالهاش دستگیر شده و به قصاص محکوم شده بود.
روایت وکیل
عبدالصمد خرمشاهی، وکیل کبری، درباره شب اجرای حکم گفت: «شب قبلش با کبری صحبت کردم، حالش بد بود و خودش نمیدانست فردا قرار است برای اجرای حکم به زندان برود، اما حال ناخوش او گویا الهامی بود چرا که به درمانگاه منتقل شده بود.»
او ادامه داد: «ساعت حدود ۴ صبح به زندان رفتیم. پدر و مادر کبری به دست و پای اولیای دم افتادند اما آنها بیتوجه بودند. حتی قاضی و مأموران هم بارها خواهش کردند که حکم اجرا نشود، اما اولیای دم گفتند حکم باید اجرا شود.»
وکیل افزود: «خدا هم انگار نخواست دختر اعدام شود، چرا که به دلیل بدحالی کبری، نتوانستند او را برای اجرای حکم بیاورند. وقتی آفتاب زد و مسئول اجرای احکام اعلام کرد که وقت گذشته و اجرای حکم دیگر ممکن نیست، اولیای دم به نارضایتی رفتند.»
خرمشاهی به شوخی گفت: «وقتی از زندان بیرون آمدم خبرنگاران پرسیدند چه شد؟ گفتم «طناب نبود حکم اجرا نشد» و این جمله خیلی پخش شد.»
به گفته وکیل، روزنامهای تیتر زده بود که «کبری در محوطه زندان اوین قصاص شد» در حالی که خودش و دیگر زندانیان از این خبر شوکه شده بودند. کبری نیز به وکیلش زنگ زد و گفت: «آقای خرمشاهی من اعدام شدم؟ چون روزنامه نوشته بود. من شک داشتم زندهام یا نه، ولی خدا نخواست حکم اجرا شود و همسلولیهایم شیرینی پخش کردند.»
وی افزود: «سالها دنبال این پرونده بودم و قوه قضائیه همکاری کرد. مرحوم آیتالله شاهرودی هم نهایت همکاری را داشتند. قسمت این بود که کبری زنده بماند.»
خرمشاهی توضیح داد: «کبری دختری ۱۸ ساله بود از خانواده فقیر و با هزاران امید به خانه شوهر رفت تا خانوادهاش را نجات دهد، اما با برخورد نامناسب و مشکلات شدیدی مواجه شد.»
«خدا را شکر که پرونده پایان خوشی داشت و کبری با رضایت اولیای دم آزاد شد. نمیتوانم باور کنم با این روحیه حساس، چگونه چنین اتفاقی افتاد. خودش در آخرین جلسه دادگاه گفت که قصد کشتن مادرشوهر را نداشته و انتقام فقر و بدبختی را گرفته است.»
کبری گفته بود: «من دختر ۱۸ سالهای بودم از خانوادهای فقیر. شوهرم مردی میانسال بود که خانوادهاش مرفه بودند ولی من برای کمک به خانوادهام تن به این ازدواج دادم. اختلافات با شوهر و مادرش بالا گرفت و در درگیری، بدون اینکه بخواهم، چاقو را برداشتم و باعث مرگ مادرشوهر شدم.»
این زن پس از ۱۳ سال در زندان و با قرار وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی در سال ۹۲ آزاد شد. شوهرش و خانوادهاش در ابتدا درخواست پول برای رضایت کردند، ولی در نهایت همه اعضای خانواده مقتول رضایت دادند.
کبری که در خانوادهای فقیر رشد کرده بود، به امید نجات خانوادهاش به ازدواج تن داد اما با آزار و اذیت مواجه شده و تا سالها در زندان به سر برد. مرد میانسال به گونهای وانمود میکرد که خانوادهاش راضی به گذشت نیستند، در حالی که او تحریککننده خانواده بود.
خرمشاهی گفت: «کبری همیشه صبور بود و من هم تلاش کردم. رئیس قوه قضائیه وقت دستور ندادن به اجرای حکم را صادر کرد و این واقعیت و گذشت زمان باعث شد خانواده مقتول از قصاص صرفنظر کنند. کبری همچنان برای مادرشوهرش خیرات میدهد و طلب حلالیت میکند.»