پایگاه خبری مکتوبنامه: برای بعضی بچهها شروع سال تحصیلی یعنی دیدن دوباره دوستها، کیف نو و کلی هیجان تازه؛ اما برای بعضی دیگر، ماجرا از همان روز اول کمی متفاوت است: «معلمم عوض شده»، «دوستام توی کلاس دیگهان»، «نمیدونم کنار چه کسی باید بشینم» یا حتی «اگه کسی دوستم نداشته باشه چی؟»
تغییر همکلاسیها و معلم، حتی اگر از بیرون اتفاق بزرگی به نظر نرسد، میتواند برای کودک احساس ناامنی و ناآشنایی ایجاد کند. بهخصوص برای کودکانی که به روتینهای ثابت یا رابطه نزدیک با معلم و دوستانشان وابستهترند.
در گزارشی که سپتامبر ۲۰۲۶ در «الپائیس» منتشر شده، تأکید شده که تغییر گروه و معلم میتواند در روزهای اول با احساساتی مثل ترس، بلاتکلیفی و مقاومت همراه باشد؛ اما این تغییر الزاماً تجربهای آسیبزا نیست و میتواند فرصت تازهای برای اجتماعیشدن و تقویت سازگاری کودک هم باشد.
پس قرار نیست والدین کاری کنند که کودک «اصلاً نگران نشود». هدف این است که کمکش کنیم بفهمد نگرانیاش قابلفهم است و میتواند قدمبهقدم با شرایط جدید کنار بیاید.
اول، نگران بودنش را انکار نکنید
وقتی کودک میگوید «من نمیخوام برم این کلاس»، شاید اولین واکنش والد این باشد که بگوید: «چیزی نیست، عادت میکنی!» یا «اینقدر سخت نگیر.»
اما این جملهها اگرچه از سر دلسوزی گفته میشوند، لزوماً اضطراب کودک را کمتر نمیکنند. کودک قبل از اینکه به راهحل نیاز داشته باشد، لازم دارد احساس کند نگرانیاش دیده شده است.
مثلاً بهجای «چیزی نیست»، میتوانید بگویید: «میفهمم. وقتی آدم نمیدونه معلم جدیدش چطوره یا قراره کنار چه کسایی بشینه، ممکنه دلشوره بگیره».
بعد سؤال کنید: «بیشتر از چی نگرانی؟ اینکه دوستات عوض شدن یا معلم جدید؟»
طبق توصیههای Child Mind Institute، مؤسسهای تخصصی در زمینه سلامت روان کودکان و نوجوانان، والدین بهتر است نگرانی کودک را جدی بگیرند و بهجای اطمینانبخشی افراطی، ابتدا به او گوش دهند و احساسش را تأیید کنند.
گاهی همین گفتوگوی ساده کمک میکند بفهمیم مسئله اصلی چیست. شاید کودک از خودِ کلاس جدید نترسد؛ شاید فقط نگران باشد که زنگ تفریح تنها بماند.
مدرسه را تبدیل به «مسئله بزرگ» نکنید
اگر خودمان مدام بگوییم «وای، حالا که معلمش عوض شده چه کار کنیم؟» یا درباره تصمیم مدرسه با عصبانیت و نگرانی حرف بزنیم، کودک هم ممکن است برداشت کند که اتفاق خطرناکی افتاده است.
طبق توصیه متخصصان Child Mind Institute، کودکان میتوانند استرس والدین را درباره مدرسه دریافت کنند؛ بنابراین مدیریت نگرانی خود والد هم بخشی از کمک به کودک است.
این یعنی لازم نیست وانمود کنیم همهچیز عالی است. کافی است لحنمان واقعبینانه باشد:
«آره، امسال چند چیز عوض شده. ممکنه اولش عجیب باشه، ولی کمکم میفهمیم کلاس جدید چه شکلیه»
در گزارش «الپائیس» هم توصیه شده که والدین بهجای مقایسه مداوم کلاس و معلم جدید با سال قبل، به کودک کمک کنند با کنجکاوی به تجربه تازه نگاه کند.
هرچه آشناتر، اضطراب کمتر
برای کودک، ناشناختهها معمولاً ترسناکترند. اگر امکانش وجود دارد، قبل از شروع مدرسه یا در روزهای اول، مسیر رفتوآمد، ساختمان، کلاس جدید و حتی محل نشستن یا امکانات مدرسه را با او مرور کنید.
اگر امکان دیدن کلاس یا معلم جدید وجود دارد، این آشنایی میتواند کمککننده باشد. حتی میتوانید شب قبل درباره صبح فردا با هم حرف بزنید:
«صبح بیدار میشیم، صبحانه میخوریم، کیف رو برمیداریم، میریم مدرسه، بعد هم میری کلاس جدیدت.»
طبق توصیههای نظام سلامت ملی بریتانیا (NHS)، حفظ روال روزانه و آشنا کردن کودک با محیط جدید، به کاهش اضطراب ناشی از تغییر کمک میکند.
از کودک نخواهید همان روز اول «دوست صمیمی» پیدا کند
یکی از فشارهایی که ناخواسته به کودک وارد میکنیم این است که انتظار داریم خیلی زود با کلاس جدید جور شود.
«دوست پیدا کردی؟»، «با کی نشستی؟»، «چرا با کسی بازی نکردی؟»
برای بعضی بچهها، این سؤالها خودشان تبدیل به یک آزمون تازه میشوند.
بهتر است هدف را کوچکتر کنیم. شاید موفقیت روز اول فقط این باشد که کودک به یک نفر سلام کند. روز بعد کنار یک همکلاسی بنشیند یا در یک بازی گروهی شرکت کند.
گزارش «الپائیس» نیز پیشنهاد میکند تعامل اجتماعی بهتدریج شکل بگیرد و حتی فرصتهایی برای بازی یا فعالیت مشترک با همکلاسیها خارج از مدرسه ایجاد شود.
در واقع، قرار نیست کودک یکشبه با همه صمیمی شود؛ کافی است چند تجربه کوچک و مثبت داشته باشد تا محیط جدید برایش آشناتر شود.
با معلم جدید همتیم شوید
گاهی یک گفتوگوی کوتاه والد با معلم میتواند بخش بزرگی از نگرانی کودک را کم کند.
لازم نیست والد تمام نگرانیهای کودک را به شکل مفصل منتقل کند. میتوان خیلی ساده گفت:
«کودک من با تغییر کلاس کمی مضطرب شده. اگر در روزهای اول کمک کنید راحتتر وارد جمع شود، احتمالاً سازگاری برایش آسانتر میشود.»
مثلاً معلم میتواند در روزهای اول با کودک ارتباط بیشتری برقرار کند، او را در یک فعالیت گروهی قرار دهد یا کمک کند با یکی از همکلاسیها ارتباط بگیرد.
هماهنگی بین خانواده و مدرسه اهمیت زیادی دارد؛ بهخصوص اگر اضطراب کودک فقط در خانه دیده نمیشود و در مدرسه هم روی رفتار، ارتباط یا مشارکت او اثر گذاشته است.
روتینهای آشنا را نگه دارید
وقتی مدرسه، معلم و همکلاسیها تغییر کردهاند، بهتر است همهچیز دیگر هم همزمان تغییر نکند.
ساعت خواب، بیدارشدن، صبحانه، آمادهکردن کیف و حتی بعضی فعالیتهای معمول بعد از مدرسه را تا حد امکان ثابت نگه دارید. این ثبات به کودک یک پیام ساده میدهد: «همهچیز عوض نشده».
طبق توصیه NHS، داشتن برنامه منظم روزانه میتواند به کودک کمک کند تغییر مدرسه را قابلپیشبینیتر و قابلکنترلتر تجربه کند.
قرار نیست اضطراب را برای همیشه از بین ببریم
مهمترین نکته این است که اضطراب خفیف در برابر یک تغییر تازه، لزوماً نشانه یک مشکل جدی نیست. بسیاری از کودکان با گذشت زمان و تجربه موقعیتهای جدید، خودشان سازگار میشوند.
حتی در گزارش «Child Mind Institute» آمده که نگرانیهای مربوط به شروع سال تحصیلی برای بسیاری از کودکان با گذشت زمان کاهش پیدا میکند.
اما اگر اضطراب کودک ماندگار یا شدید شود، موضوع فرق میکند. مثلاً اگر کودک مرتب از رفتن به مدرسه امتناع کند، دچار دلدرد یا سردردهای مکرر شود، خواب و اشتهایش تغییر کند یا نگرانیاش روی درس، بازی و روابطش اثر بگذارد، بهتر است موضوع را جدیتر پیگیری کنید.
طبق گزارش CDC، مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریهای آمریکا، ترس و نگرانی در کودکی طبیعی است؛ اما اگر اضطراب شدید یا طولانی شود و در مدرسه، روابط یا زندگی روزمره کودک اختلال ایجاد کند، بهتر است از پزشک کودک یا متخصص سلامت روان کمک بگیرید.
در نهایت، شاید بهترین کاری که والد میتواند انجام دهد این نباشد که به کودک بگوید «نگران نباش»؛ بلکه بگوید: «میدونم این تغییر برات آسون نیست. لازم نیست همین امروز همهچیز رو بلد باشی. با هم قدمبهقدم جلو میریم».
چون کودک برای عبور از یک تغییر بزرگ، بیشتر از جواب آماده، به یک بزرگسال آرام و قابلاعتماد نیاز دارد.
