پایگاه خبری مکتوبنامه: به نقل از گروه رسانهای شرق،
عصرها در سنایی همه در حال رفتن به جایی نیستند. چند نفر جلوی کافهای ایستادهاند. کسی با لیوان قهوه خیابان را آرام بالا میرود. چند جوان مسیر را تا انتها میروند و دوباره برمیگردند. بعضی قرار دارند و بعضی شاید هیچ برنامه مشخصی برای چند ساعت آینده نداشته باشند. در یک سال گذشته این تصویر بیشتر از قبل در خیابان دیده میشود. سنایی آرامآرام از خیابانی که بیشتر محل عبور و مجموعهای از کسبوکارهای محلی بود، به جایی برای قرار و ماندن تبدیل شده است. سرهنگ علی رفیعی، رئیس اداره نظارت بر اماکن پلیس تهران، در توضیح وضعیت سنایی و ایرانشهر از همین رفتوآمدها با تعبیر «دوردور» یاد کرده است. او گفته بعضی افراد از ابتدای خیابان تا انتهای پارک میروند و برمیگردند و حتی اگر از آنها پرسیده شود برای چه آمدهاند، ممکن است پاسخ مشخصی نداشته باشند. بخش دیگری از حرفهای او به وضعیت کافهها و پیادهرو مربوط بود. رفیعی از بساطگستری و خدماترسانی برخی کافهها در فضای عمومی به عنوان عوامل شلوغی نام برد و گفت پلیس و شهرداری برای مقابله با سد معبر طرح مشترکی را آغاز کردهاند. این مسئله سابقه هم دارد. ۲۹ تیر امسال هفت کافه در محدوده سنایی و ایرانشهر همزمان پلمب شدند و چند روز بعد با تعهدهایی از جمله جلوگیری از تجمع مشتریان در پیادهرو و خیابان دوباره کارشان را آغاز کردند. جمعآوری برخی نیمکتها و تغییر فضای مقابل بعضی کافهها نیز در همان دوره خبرساز شد.
خیابانی که تغییر کاربری داد
افزایش تعداد کافهها، چهره سنایی را تغییر داده است. بعضی مغازههایی که پیش از این کاربری دیگری داشتند، به کافه تبدیل شدهاند و مشتری این کسبوکارها نیز لزوما بلافاصله بعد از خرید از محدوده خارج نمیشود. آدمها بیرون کافه میایستند. دوستانشان را میبینند و خیابان به بخشی از تجربه کافهرفتن تبدیل میشود. بعد از مدتی حتی کسانی که مشتری هیچ کافهای نیستند، به همان محدوده میآیند.
این اتفاق فقط مختص سنایی نیست. در بخشهایی از اکباتان نیز تمرکز کافهها محلهایی برای قرار و دیدار جوانان ساخته است. کریمخان و بعضی نقاط ولیعصر و مرکز شهر هم سالهاست چنین نقشی پیدا کردهاند. نقطهای که ابتدا به دلیل چند کسبوکار مورد توجه قرار گرفته بعدتر خودش به مقصد تبدیل میشود. حسین ایمانیجاجرمی، جامعهشناس شهری، معتقد است برای فهم این تغییر باید کمی از سنایی فاصله گرفت و به شیوه زندگی در تهران نگاه کرد. خانهها کوچکتر شدهاند. تعداد خانههای حیاطدار کمتر شده و خانوادهها نیز نسبت به گذشته کوچکترند. تکزیستی بیشتر شده و بخشی از روابط اجتماعی که زمانی امکان داشت در خانه یا حیاط و فضای محله شکل بگیرد، به بیرون از خانه منتقل شده است.
به گفته او، نیاز به جایی برای مکث و دیدار را نمیتوان نادیده گرفت. البته تمرکز بیش از اندازه کسبوکارها یا افزایش ترافیک میتواند برای یک خیابان مشکل ایجاد کند اما این مسئله با اصل حضور مردم در فضای شهری یکی نیست. در چنین شرایطی کافه فقط محلی برای فروختن قهوه نیست و برای بخشی از شهروندان به جای قرار تبدیل شده است و فضای اطرافش هم از این کارکرد تأثیر میگیرد.
وقتی خانه جای قرار ندارد
زندگی شهری در تهران در سالهای گذشته بیشتر به آپارتمانهای کوچک وابسته شده است. برای بخشی از جوانان نه خانه امکان مناسبی برای دیدارهای چندنفره دارد و نه شهر فضاهای عمومی فراوان و جذابی در اختیارشان گذاشته است. نتیجه را میتوان در نقاطی مثل سنایی دید؛ گروهی از مردم بخشی از زندگی اجتماعی خود را به خیابان میآورند.
ایمان واقفی، جامعهشناس، این حضور را بخشی از زندگی روزمره شهر میداند. او میگوید: زندگی میخواهد جریان داشته باشد. میخواهد ببیند کجا میتواند روی زمین بیاید و کجا میتواند با زندگیهای دیگر مواجه شود.
در این نگاه، آدمها همیشه برای انجام کار مشخصی از خانه بیرون نمیآیند. شهر فقط فاصله میان خانه و محل کار و فروشگاه نیست. گاهی خود حضور در میان دیگران هدف است.
واقفی میگوید: ایستادن بر زندگی روزمره و بر آن بودنی که خودمان میخواهیم، یکی از کلیدیترین شروط تحقق حق به شهر است. این بخش از ماجرا در تعبیر «دوردور پیاده» بیشتر به چشم آمد. رفتوآمد بدون مقصد مشخص در واقع چیز عجیبی در زندگی شهری نیست. قدمزدن یکی از قدیمیترین شکلهای استفاده از شهر است و ممکن است هیچ مقصدی جز همان خیابان نداشته باشد. واقفی ویژگی مهم دیگری را هم یادآوری میکند؛ شهر محل حضور غریبههاست؛ آدمهایی که یکدیگر را نمیشناسند و لزومی هم ندارد بدانند دیگری چرا آمده و بعد از آنجا کجا میرود. به گفته او امکان ناشناسماندن یکی از ویژگیهای مهم زندگی شهری است: «شهر مدرن تا حد زیادی شهر غریبههاست». در بسیاری از شهرها زمانی که یک خیابان به محل حضور مردم تبدیل میشود مدیریت شهری تلاش میکند شکل خیابان را با کارکرد تازه آن هماهنگ کند؛ از افزایش فضای پیاده تا ایجاد محلهای نشستن و تنظیم دقیقتر فعالیت کسبوکارها. هدف این نیست که هر استفادهای از فضای عمومی آزاد گذاشته شود، بلکه قرار است میان عبور و مکث تعادل ایجاد شود. اما یک واقعیت را نیز نمیتوان از خیابان حذف کرد؛ مردم، سنایی را فقط برای عبور انتخاب نکردهاند. شهروندان گاهی پیش از مدیران شهری کارکرد تازه یک نقطه را پیدا میکنند. جایی را برای قرار انتخاب میکنند و آنقدر به آن بازمیگردند تا معنای خیابان تغییر کند. سنایی امروز تا حدی چنین وضعیتی دارد.
شاید بهجای پرسیدن اینکه چرا کسی یک خیابان را تا انتها میرود و دوباره برمیگردد، بتوان پرسید چرا اینهمه آدم، سنایی را برای همین راهرفتن انتخاب کردهاند؟ جواب این سؤال احتمالا بیشتر از آنکه درباره عابران باشد، درباره تهران است؛ شهری که هنوز برای ماندن جا کم دارد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.
