پایگاه خبری مکتوبنامه: یادداشت مهمان؛ سید عباس مصطفوی مشاور وزیر میراث فرهنگی گردشگری و صنایع دستی: «دفاع مقدس را اگر از سطح یک مناسبت فراتر ببریم، به یک مفهوم بنیادین میرسیم: ایران و مسئولیت پاسداری از آن. هشت سال جنگ، تنها آزمون توان نظامی کشور نبود؛ آزمون اراده ملتی بود که تمامیت سرزمینی خود را قابل معامله نمیدانست و برای حفظ آن، از جان و آرامش خویش هزینه کرد. آنچه ایران را در آن سالها پابرجا نگه داشت، فقط سلاح و سنگر نبود؛ پیوندی عمیق میان مردم، سرزمین و معنای وطن بود.
امروز، پس از تجربه جنگ دوازدهروزه و در میانه مجموعهای از فشارها و رخدادهای پیچیدهای که جامعه ایران با آن روبهروست، بازخوانی آن تجربه تنها ادای دین به گذشته نیست؛ ضرورتی برای فهم امروز و ساختن فرداست. پرسش این است که از ایران چه چیزهایی باید حفظ شود؟
هر ملتی علاوه بر سرزمین، حافظهای دارد که در آن هویت خود را به یاد میآورد. تاریخ، میراث فرهنگی، آیینها، اسناد، موزهها، یادمانها و حتی مکانهایی که در بزنگاههای تاریخی شاهد ایستادگی مردم بودهاند، اجزای همین حافظهاند. اگر این حافظه از میان برود، بخشی از معنای ایران نیز از دست خواهد رفت.
اینجاست که گردشگری مقاومت معنایی فراتر از یک گونه گردشگری پیدا میکند. سرزمینهای دفاع مقدس را نباید صرفاً مقاصدی برای بازدید مناسبتی دید؛ این سرزمینها، جغرافیای زنده تاریخ ایراناند. سنگر، یادمان، موزه، روستا، شهر و جادهای که روزگاری شاهد دفاع و ایثار بوده، میتواند بخشی از یک روایت منسجم باشد؛ روایتی که نسل امروز را با واقعیتی که نسل پیشین زیسته است، مواجه میکند.
گردشگری مقاومت، اگر حرفهای، مستند و مبتنی بر روایت معتبر شکل گیرد، میتواند فاصله میان «شنیدن» و «دیدن»، میان «خاطره» و «تجربه» را کم کند. سفر به این مناطق، مواجهه با جغرافیایی است که تاریخ در آن اتفاق افتاده است؛ دیدن جایی که یک تصمیم، یک ایستادگی، یک شهادت یا یک انتخاب سرنوشتساز در آن رخ داده است. چنین سفری، تاریخ را از صفحات کتاب بیرون میآورد و در برابر چشم نسل جدید قرار میدهد.
این نگاه درباره جنگ اخیر نیز اهمیت دوچندان دارد. مستندسازی امروز، میراث فرداست. مکانهای آسیبدیده، آثار برجایمانده، روایت خانوادهها، تجربه مردم، اسناد و تصاویر این دوره، اگر همزمان با وقوع رویدادها گردآوری و ثبت نشوند، در گذر زمان پراکنده خواهند شد و بخشی از واقعیت تاریخی از دسترس نسلهای بعد خارج خواهد شد. آنچه امروز ثبت میکنیم، فردا میتواند سند فهم یک دوره باشد.
در این میان، تابآوری مردم نیز بخشی از همین میراث است. دفاع از ایران تنها در خطوط مقدم اتفاق نیفتاد؛ در خانهها، شهرها، بیمارستانها، مدارس و زندگی روزمره مردمی نیز جریان داشت که در سختترین شرایط، زندگی را ادامه دادند. ایثار شهیدان، صبوری خانوادههای آنان و همدلی مردم، فارغ از تفاوتهای سلیقهای و فرهنگی، بخشی از سرمایه مشترک این سرزمین است؛ سرمایهای که ارزش آن در ثبت، روایت درست و انتقال آن به نسل آینده است، نه صرفاً در تکرار سالانه یک مناسبت.
از این منظر، رویکرد امروز باید از حفاظت پس از حادثه به پیشگیری پیش از بحران تغییر کند؛ آسیبپذیری میراث و یادمانها از پیش شناسایی شود، برای شرایط بحران طرحهای حفاظت و تداوم فعالیت وجود داشته باشد و ثبت و آرشیو رویدادهای معاصر، همزمان با وقوع آنها دنبال شود. گردشگری مقاومت نیز باید از برنامههای مناسبتی عبور کند و به یک جریان حرفهای، مستند و پیوسته برای شناخت جغرافیای دفاع، انتقال تجربه نسلها و تقویت پیوند جامعه با حافظه تاریخی ایران تبدیل شود.
نسلی پیش از ما، تمامیت این خاک را با جان پاس داشت؛ سهم ما، آن است که نگذاریم حافظه آن نیز از میان برود.
«به ما مانده از رفتگان، خاک و یاد
نگهبان این هر دو باید باد»