پایگاه خبری مکتوبنامه: بازار ارز در شهریور ۱۴۰۵ با ثبت رشد ۱۸.۱۲ درصدی دلار آزاد، یکی از نوسانیترین ماههای خود را تجربه کرد. قیمت دلار در این ماه از ۱۹۷ هزار تومان شروع و تا ۲۳۶ هزار و ۸۲۰ تومان افزایش یافت، اما در مسیر با تأثیر شوکهای سیاسی و مداخلات بازارساز بارها تغییر کرد.
در شهریور ۱۴۰۵، دلار آزاد، دلار فردایی هرات، یورو و درهم امارات چندین بار به سطوح تاریخی جدید رسیدند؛ اما افزایش عرضه ارز، مداخله بازارساز، شناسایی سود معاملهگران و انتشار سیگنالهای سیاسی هر بار مقداری از رشد قیمتها را کاهش دادند.
ویژگی متمایز این ماه، وابستگی شدید قیمتها به تغییر انتظارات بود. بازار بارها با اخبار سیاسی یا اقتصادی جهت خود را تغییر داد اما این تغییرات معمولاً پایدار نبودند. اخبار منفی موجب افزایش تقاضای احتیاطی و حرکت قیمتها به سمت سقفهای جدید میشد و اخبار مثبت یا افزایش عرضه نیز موجی از فروش و اصلاح قیمتها را به دنبال داشت. تا زمانی که متغیرهای بنیادی و ریسک سیاسی تغییری معنادار نکردند، هر اصلاح قیمت با برگشت بخشی از تقاضا مواجه میشد.
در پایان شهریور، دلار آزاد به ۲۳۲ هزار و ۶۹۰ تومان رسید و آخرین معامله فردایی دلار هرات ۲۲۹ هزار و ۸۰۰ تومان ثبت شد. یورو و درهم امارات نیز به ترتیب در سطوح ۲۶۶ هزار و ۵۴۰ تومان و ۶۳ هزار و ۳۱۰ تومان ایستادند.
بر اساس نرخهای ابتدای و پایان ماه، دلار آزاد ۱۸.۱۲ درصد، درهم امارات ۱۷.۶۸ درصد، دلار فردایی هرات ۱۶.۵۶ درصد و یورو ۱۵.۹۷ درصد رشد کردند. پشت این اعداد، بازاری قرار داشت که در تمام مدت میان دو نیروی متضاد یعنی ریسکهای افزایشدهنده تقاضا و سیاستگذاریهای کنترل عرضه در نوسان بود.

سیاست و ژئوپلیتیک؛ موتور اصلی تغییر انتظارات
بازار ارز در شهریور بیش از هر چیز به ریسکهای سیاسی حساس بود. تشدید تحریمهای آمریکا، محدودیتهای تجاری، نگرانی درباره دسترسی به منابع ارزی و ادامه ابهام در روابط تهران و واشینگتن فضای بازار را به گونهای رقم زد که معاملهگران نمیتوانستند کاهش پایدار تنشها را مبنای تصمیمات خود قرار دهند.
بنابراین، ارز برای بخشی از بازار بیش از کالای معاملاتی، به ابزاری برای پوشش ریسک تبدیل شد. خرید ارز نه الزاماً به دلیل انتظار افزایش قیمت کوتاهمدت، بلکه به منظور محافظت در برابر شوکهای احتمالی شکل گرفت.
از این رو، افزایش قیمت دلار لزوماً به خروج خریداران منجر نمیشد و حتی در بعضی موارد کاهش قیمت به عنوان فرصتی برای خرید دیده میشد. به همین دلیل بازار در برابر اخبار منفی سیاسی حساستر و واکنش قیمتها سریعتر شد.

نگرانی درباره درآمدهای ارزی و عرضه آینده
در کنار ریسک سیاسی، نگرانی نسبت به وضعیت درآمدهای ارزی و تجارت خارجی نیز بر انتظارات بازار تأثیر داشت. هر خبری که احتمال کاهش صادرات، دشواری در مبادلات خارجی یا محدودیت دسترسی به منابع ارزی را مطرح میکرد، به عنوان عاملی برای کاهش عرضه آینده ارز تعبیر میشد.
بازار ارز تنها بر اساس عرضه و تقاضای روز تعیین قیمت نمیکند؛ بلکه پیشخور شدن نگرانیها درباره عرضه آینده نیز بخش مهمی از روند قیمتها بود.
این مسأله دلیل دیگری است که موجب میشد افزایش عرضه بازارساز در مقاطعی مؤثر باشد اما اثر آن پایدار باقی نماند.

نقش بازارساز در کنترل سرعت رشد بازار
بانک مرکزی در شهریور با افزایش عرضه اسکناس و تقویت حضور در بازار سعی کرد فشار صعودی قیمتها را کنترل نماید. عرضه ۵۰۰ میلیون دلار اسکناس در دستور کار قرار گرفت و همچنین آمادگی برای افزایش عرضه تا سقف ۲ میلیارد دلار اعلام شد.
این مداخلات توانستند از جهش سریع قیمتها جلوگیری کنند. هنگامی که قیمتها با سرعت بالا میرفتند، عرضه بیشتر بخشی از تقاضا را پاسخ میداد و فروشندگان فعالتر میشدند.
اما مشکل اصلی بازارساز کمبود عرضه نبود؛ بلکه انتظارات پشت تقاضا بود. اگر خریداران به دلیل نگرانی از آینده وارد بازار شده باشند، عرضه بیشتر نیاز فعلی آنها را پاسخ میدهد اما نگرانیهای آینده را مرتفع نمیکند.
بنابراین بازارساز نقش مهارکننده سرعت رشد قیمتها را داشت؛ عرضه میتوانست روند صعودی را متوقف یا وارد اصلاح کند اما ایجاد روند نزولی پایدار مستلزم تغییر انتظارات سیاسی و تورمی بود.

تأثیر خبرهای سیاسی بر قیمتها
یکی از ویژگیهای برجسته شهریور، سرعت انتقال خبرهای سیاسی به قیمتها بود. میانجیگری پاکستان، تحولات مربوط به تهران و واشینگتن، اخبار مذاکرات، سفر مقامهای سیاسی و نظامی و همچنین موضوع تنگه هرمز در مقاطعی توانستند معادله عرضه و تقاضا را تغییر دهند.
خبرهای مثبت سیاسی معمولاً تقاضای احتیاطی را کاهش میدادند اما چون اغلب منجر به توافق قطعی یا تغییر پایدار در روابط خارجی نمیشدند، اثر آنها کوتاهمدت و محدود بود.
در مقابل، خبرهای منفی سریعتر به قیمتها منتقل شدند زیرا معاملهگران ترجیح میدادند پیش از روشن شدن کامل ابعاد یک اتفاق، ریسک خود را پوشش دهند.
به همین دلیل، بازار شهریور بیش از انتظار وقوع یک رویداد مشخص، به احتمال وقوع آن واکنش نشان داد.

بازتاب زودهنگام انتظارات در بازارهای تتر و هرات
رفتار تتر در معاملات خارج از بازار رسمی، به ویژه در ساعات غیررسمی، در برخی مواقع زودتر از بازار نقدی به اخبار سیاسی واکنش نشان داد. جهش قیمت تتر میتوانست انتظارات افزایشی را پیش از آغاز معاملات رسمی تقویت و بر بازار نقدی تأثیر بگذارد.
همچنین دلار فردایی هرات به خاطر ماهیت معاملاتش، یکی از بازارهایی بود که تغییر انتظارات را سریعتر منعکس میکرد.
ارتباط میان این بازارها باعث شد شوکهای خبری با سرعت بیشتری در کل بازار ارز پخش شوند. وقتی معاملهگران در بازارهای فردایی یا تتر احتمال افزایش قیمت را جدی گرفتند، این انتظار به بازار نقدی منتقل شده و رفتار خریداران و فروشندگان را تحت تأثیر قرار داد.

انتظارات تورمی؛ نیروی پنهان زیر سطح بازار
علاوه بر سیاست خارجی، انتظارات تورمی نیز نیرویی ماندگار در بازار بود. تغییر نرخ سوم بنزین به ۱۰ هزار تومان از عواملی بود که بازار آن را میتوانست بر هزینههای حملونقل، تولید و خدمات مؤثر بداند و در نتیجه انتظارات تورمی را تحت تأثیر قرار دهد.
این موضوع بیش از اثر مستقیم بر قیمت دلار، بر سطح عمومی قیمتها تأثیر داشت. وقتی معاملهگران انتظار افزایش سطح عمومی قیمتها دارند، تمایل دارند داراییهایی را نگهداری کنند که بتواند در مقابل کاهش ارزش پول ملی از آنها محافظت کند.
بنابراین، انتظارات تورمی همراه با ریسک سیاسی، تقاضایی پایدار برای بازار ارز ایجاد کرد که با هر خبر منفی سیاسی نیز تشدید میشد.

دلیل دوام نداشتن اصلاحها
اگر رفتار بازار در شهریور را از لحاظ عرضه و تقاضا بررسی کنیم، الگویی مشخص دیده میشود: هر بار که قیمتها با سرعت بالا میرفت، بازارساز عرضه را افزایش میداد، بخشی از معاملهگران سود را شناسایی میکردند و اخبار سیاسی مثبت بخش از تقاضای احتیاطی را کاهش میداد.
نتیجه این عوامل اصلاح قیمت بود؛ اما در قیمتهای پایینتر، دوباره عدهای از خریداران وارد بازار میشدند زیرا نگرانیها و ریسکهایی که تقاضا را ایجاد کرده بودند تغییری نکرده بودند.
